ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

100

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

و ليكن بسوداى تخت شهى * برادر برادر بر آذر نهد بعد ازين قضيه ملك عز الدين انهار پشت‌زره را خراب كرد تا شش سال پشت‌زره زراعت نشد و قحط شد . مردم پشت‌زره به تخصيص پاداران « 1 » ، پادار رشيد كه مايهء فساد بودند پريشان و عاجز شده به خدمت ملك آمدند ، ملك ايشانرا با تمامى اتباع به حصار طاق فرستاد و بعد از دو سال قتل‌عام نمود و به عزم جنگ شاه بهرام به پشت‌زره رفته در كرباسك جنگ شد . تيرى به چشم شاه بهرام رسيد و لشكر به هزيمت برفت و ملك عز الدين مظفر و منصور به شهر آمد . بعد از چند روز ملك بهرام به خدمت او رسيد و شرط اطاعت بجاى آورد تا در سنهء احدى و سبعين و سبعمايه وفات يافت . پس از انقضاى سى سال از حكومت ملك عز الدين پسر او ملك قطب الدين بزرگ شد و در امور جهاندارى دخل نمود . اهل فتنه ميانهء او و پدر اسباب كلفت آماده ساختند . نگفتم بگردان ز بدگوى روى * ازو تا توانى سخن خود مگوى بران از در اين هرسه بدنام را * سخن‌چين و ساعى و نمام را ملك عز الدين را وزيرى بود كه نامش خواجه محمد عطا بود و آنمرد در اوايل حال فراش ملك بود . در عهدى كه ملك را سلطان محمود در چاه كرده بود محمد عطا را همراه برده بود و انواع خدمات به ملك عز الدين كرده ، از عهد خروج تا زمان عروج به اوج كامرانى همراه ملك بود ، بنابر حقوق خدمات به مرتبهء بلند وزارت رسيده بود و فيصل تمام مهام به قبضهء اقتدار او بود . مردم سيستان به او حسد ميبردند و ملك قطب الدين را نيز با او دشمن كرده بودند . فرصت نگاه ميداشتند [ 44 ش ] تا روزى كه ملك به شكار به جانب كوه [ بلبلى ] رفت . اوباش سيستان به خدمت ملك قطب الدين شتافته ارگ را بگرفتند و خواجه محمد عطا را بكشتند و كس خفيه نزد شاهزاده فرستادند و طلب او نمودند ، شاهزاده با پنجهزار مرد جرار خود را رسانيد . چون

--> ( 1 ) - بادار لقب دهقانان بوده است و امروز هم در قاينات و افغانستان متداول است ( تاريخ سيستان حاشيه ص 359 )